نماد سبک ملکه به عنوان: رنگ‌های یکدست و روشن مانند یک قطعه کلودو | ملکه


تیاو ملکه یکی از بزرگترین چهره های مد جهان بود که تا به حال شناخته است. این گواهی بر زندگی خارق‌العاده اوست که 70 سال سبک به عنوان یکی از دستاوردهای جزئی او شناخته می‌شود.

او با رنگ های رنگین کمانی خود پرچمی را برای شادی قابل اعتماد و بی تاب به اهتزاز درآورد. او هر روز یک رنگ را دو برابر می کرد و آن را سر تا پا می پوشید. او زرد، قرمز، صورتی، بنفش، آبی یا سبز می پوشید. (او همیشه دیپلمات بوده است، بنابراین ما هرگز نخواهیم فهمید که کدام مورد مورد علاقه او بود. من همیشه فکر می کردم که او به خصوص در رنگ زرد کاسه ای زیبا به نظر می رسد، رنگی که به راحتی نمی توان آن را انتخاب کرد.) یک کت ساده تا روی زانو که روی لباسی شبیه به آن قرار گرفته بود. رنگ یا یک الگوی گل هماهنگ، و با کلاه همسان شده است. لوازم جانبی خنثی: کیف دستی که از مچ دست چپ او آویزان است، دستکش و کفش های پاشنه بلوکی. یک سنجاق سینه در یقه چپ او و یک رشته مروارید سه گانه دور گردنش.

ملکه در Royal Ascot در سال 2018
او هر روز یک رنگ را دو برابر می کرد و آن را سر تا پا می پوشید… رویال اسکوت در سال 2018. عکس: مکس مامبی / نیلی / گتی ایماژ

عکسی از ملکه مربوط به می 1977، که در تور جشن نقره ای او گرفته شده است، او را در یک عکس نشان می دهد. کت آبی تخم مرغی با دکمه های خود پوشیده، با لباس و کت مناسب. یقه های پهن کت، مرواریدهای گلویش را نشان می دهد و دستکش های سفیدش با کیف دستی اش همخوانی دارد. عکس دیگری که 42 سال بعد در جشن صد سالگی GCHQ در فوریه 2019 گرفته شد. او را در لباس تقریباً یکسان نشان می دهد. کت آبی پررنگ‌تر است، کلاه زاویه‌دارتر است، دستکش و کیف به جای سفید سیاه است، اما اینها جزییات صرف هستند. در اصل همان لباس است. در همان نقطه در زانو ضربه می زند، همان شبح تمیز را دارد. این ثبات قابل توجه، که مدرس سر نورمن هارتنل آن را “ظرافت غیر احساسی” نامید، کمد لباس ملکه را مشخص کرده است.

ملکه با درخشش های تشریفاتی و خطوط تند و تیزش به عنوان بهترین کمد قدرت توصیف شده است. اما این عدالت را با روحیه ای که او در آن لباس می پوشید رعایت نمی کند. سخاوت و گرمی در کمد لباس وجود داشت که به همه ما کمک کرد تا احساس کنیم او را می شناسیم. لباس‌های او نه به این دلیل که چقدر در آینه‌اش جذاب به نظر می‌رسند، بلکه به خاطر اینکه چقدر خوب با بقیه صحبت می‌کنند انتخاب شده‌اند. ملکه با شرکت در مناسبت‌های ایالتی و افتتاحیه جشن، قدم زدن به کلیسا یا در جعبه‌اش در آسکوت، برای ما به اندازه اعضای خانواده‌مان قابل تشخیص بود. شما حتی نیازی به دیدن چهره او نداشتید تا او را در یک لحظه انتخاب کنید. شکل کوچک اما محکم؛ رنگ، جامد و روشن مانند یک قطعه کلودو در بنفش خانم طاووس یا زرد سرهنگ خردلی. (هنگامی که باران می بارید، چترش شفاف بود.) او خود را بخشی از منظره مردم عادی کرد، به همان اندازه که عکس پدربزرگ و مادربزرگ روی مانتو آشنا بود. بسیاری از ما هرگز برای مهمانی باغ دعوت نشدیم، اما از طریق لباس پوشیدن او، خودش را با ما آشنا کرد. او یک نقطه عطف ثابت و تزلزل ناپذیر بود که به ما کمک کرد مسیری ثابت را هدایت کنیم، مانند نقطه‌ای که یک بالرین روی آن تمرکز می‌کند تا تعادلش را در پیروت حفظ کند.

ملکه در فوریه 1979 طی یک سفر به کشورهای خلیج فارس وارد کویت می شود.
ملکه در فوریه 1979 طی یک سفر به کشورهای خلیج فارس وارد کویت می شود. عکس: انور حسین/ گتی ایماژ

پادشاهان در طول تاریخ از لباس ها برای تحت تأثیر قرار دادن رعایای خود با ثروت و موقعیت خود استفاده می کردند. به هنری هشتم فکر کنید، شانه‌هایش مانند یک مدافع خط تودور است. یا لویی چهاردهم فرانسوی با کفش های پاشنه بلند قرمز و گل مریم سفیدش. ملکه می‌دانست که چگونه قدرت آتش را در زمانی که مناسبت فرا می‌خواند روشن کند. 350 زن هفت هفته طول کشید تا 10000 دانه مروارید را روی لباس عروسی دیدنی او در سال 1947 گلدوزی کنند. مراسم افتتاحیه سالانه ایالتی پارلمان، او را با خز سفید دزدیده شده، دستکش های سفید، و تاج الماس الماس، تضاد جادویی سفید نارنیا با لباس مجلسی قرمز خونی دورش دید. اما ظاهری که بیشتر ما ملکه را به یاد می آوریم، مد لباس های مجلل او نیست، بلکه کت ها و لباس های روزمره او با مداد رنگی روشن است.

ملکه، سپس پرنسس الیزابت، با شاهزاده فیلیپ در مراسم عروسی خود در سال 1947 در راهروی کلیسای وست مینستر قدم می زند.
ملکه، سپس پرنسس الیزابت، با شاهزاده فیلیپ در مراسم عروسی خود در سال 1947 در راهروی کلیسای وست مینستر قدم می زند. عکس: Bettmann/Bettmann Archive

هارتنل یک بار گفت: “ملکه و ملکه مادر نمی خواهند تنظیم کننده مد باشند.” “این به افراد دیگری واگذار می شود که کارهای کمتر مهمی برای انجام دادن دارند.” با این حال او یک چشم داشت. گذراندن 70 سال در انظار عمومی بدون یک بار ساختن یک مد تقلبی – بدون فراموش کردن صاف کردن کت قبل از نشستن برای جلوگیری از چروک شدن، بدون یک بار کوبیدن لبه کلاه به سمت راست – نشان دهنده یک حس بصری قوی و یک چشم تیزبین است. جزئیات یک بار، کسی که کسی را می‌شناخت که چنین چیزهایی را می‌شناخت، به من گفت که دوشس کمبریج از پوشیدن کفش‌های پاشنه بلند گوه‌ای که زمانی محبوبش بود، دست برداشت، زیرا ملکه فکر می‌کرد آنها بی‌ظرافت هستند. من نمی توانم صحت این را تضمین کنم، اما دوست دارم به آن ایمان داشته باشم. (من بیشتر موافقم.)

ملکه در افتتاحیه ایالتی پارلمان، نوامبر 1998.
افتتاح ایالتی پارلمان در نوامبر 1998. عکس: انور حسین/ گتی ایماژ

مشهورترین نقل قول ملکه در مورد تصویر او این ادعاست که او “باید دیده شود تا باور شود.” آنها می گویند نام تجاری شما با آنچه که یک فرد چشمان خود را می بیند و نام شما را می شنود، و تصویری که از ملکه به ذهن می رسد – با رنگ های شاد، الماس ها و مرواریدهای سلطنتی او که با کیف دستی و کفش بسیار کاربردی متعادل می شود، تعریف می شود. – آنچه را که او برای آن ایستاده خلاصه می کند. او به جای اینکه احترام سنتی به سلطنت را بدیهی بداند، با سخت کوشی باعث جلب احترام عموم شد. مدت‌ها قبل از اینکه تاب‌آوری در طول همه‌گیری همه‌گیر تبدیل شود، او با کمد لباس رنگین‌کمان قابل اعتماد خود در حال الگوبرداری از ظاهر انعطاف‌پذیری بود. به قول جوانان ظاهر شد. لباس‌های او هرگز رویداد اصلی نبودند، اما یک موسیقی با حال و هوای ثابت بود که لحن خاصی را ایجاد می‌کرد.

کارهای عملی زیربنای کمد لباس سلطنتی بود. “کفش های کار” ملکه، همانطور که او آنها را می نامید، کفش های کفش راحتی پاشنه کوتاه توسط Anello & Davide بودند، سبکی که او برای نیم قرن می پوشید. استوارت پروین، یکی از شیک پوشان سلطنتی، یک بار به تلگراف تأیید کرد که وقتی جفت جدید وارد شد، یکی از کارمندان کاخ باکینگهام وظیفه دارد راهروهای طولانی را در کفش ها و یک جفت جوراب نخی بچرخاند تا آنها را بشکند. به طوری که ملکه تاول نگیرد. مطمئناً امتیاز سلطنتی – اما مطمئناً با قرار دادن خمیردندان روی مسواک توسط خدمتکار کاملاً متفاوت است. به قول پروین: «ملکه هرگز نمی‌تواند بگوید: «من ناراحتم، دیگر نمی‌توانم راه بروم.» زمان‌هایی هم بود که مسائل دولتی وارد تدارکات لباس‌سازی می‌شد. ابریشم برای لباس عروس او باید از چین وارد می شد، ابریشم ایتالیایی خیلی زود پس از پایان جنگ جهانی دوم نامناسب تلقی می شد، به مناسبتی که مجله تایم آن را اولین جشن بزرگ متفقین پس از جنگ نامید.

ملکه چتر شفاف در لنکستر در ماه می 2015 نگه می دارد.
حمل چتر شفاف علامت تجاری خود در لنکستر در می 2015. عکس: گتی ایماژ

لحظاتی از بیهودگی، طنز و شاید حتی شیطنت وجود داشته است. برخلاف سادگی لباس‌هایش، او تمایل زیادی به تئاتر داشت. دهه‌های 1960 و 1970 نشانه پرآب‌ترین کلاه‌های افسانه‌ای او بود، با عمامه‌های ابریشمی پیچیده، کلوچه‌های پر، کلاه‌های قزاق خز روباه، و کلاه شنای گلدار سبک ها روسری او پر از شخصیت بود. در سال 1960، برای عروسی خواهرش، او لباس فیروزه ای و بولرو خود را با کلاهی در همان سایه ترکیب کرد با دو گل رز ابریشمی بزرگ به پایان رسید – اشاره ای به نام میانی شاهزاده خانم مارگارت رز. و در حالی که او تمایل داشت خود را با نام های طراح پر زرق و برق مرتبط نکند، برای امضای خود استثنا قائل شد. روسری ابریشمی خارج از کار. همه آنها از هرمس آمده بودند.

ملکه سنجاق سینه ای را که باراک اوباما در جریان سفر دولتی رئیس جمهور ایالات متحده در سال 2011 به او هدیه داده بود، پوشیده است.
پوشیدن سنجاق سینه ای که باراک اوباما در سفر دولتی رئیس جمهور ایالات متحده در سال 2011 داده بود. عکس: رکس/ شاتر استوک

در حال حاضر، ما هرگز حقیقت حادثه ای را که اینترنت آن را “جنگ سنجاق سینه” نامیده است، نمی دانیم. هنگامی که رئیس جمهور وقت ایالات متحده، دونالد ترامپ، در سال 2018 با ملکه ملاقات کرد، او ترجیح داد یک سنجاق گلی عقیق خزه ای کوچک بپوشد. این یک انتخاب ساده بود، شاید صرفاً برای انتخاب برگ های سبز چاپ شده روی لباس او انتخاب شده بود، اما ناظران چشم عقابی متوجه شدند که این قطعه ای بود که باراک اوباما به او داده بود. این انتخاب به عنوان مدرکی مورد استفاده قرار گرفت که نشان می‌دهد ملکه به طرز ماهرانه‌ای رئیس‌جمهور جدید را با نشان دادن دوستی با سلف خود ترول می‌کرد. اینکه کسانی که می‌خواهند این را باور کنند، می‌توانند این کار را انجام دهند، و کسانی که می‌خواهند اصرار داشته باشند که تصادفی است، می‌توانند دیدگاه مخالفی داشته باشند، شاید در دلالی معامله مد نهایی باشد. با این وجود، من نمی توانم در برابر این نظریه که ملکه تیم اوباما بود، مقاومت کنم. میشل اوباما به یاد می آورد که ملکه سنجاق سینه را در آخرین شام دیدار دولتی که طی آن او و همسرش آن را به او داده بودند، لمس کرد. او به یاد آورد: “در شکوه لباسی که به تن داشت، سنجاق کوچکی را که به او دادیم، پوشید.” “این تجربه من بود… آن نوع گرما و مهربانی، و هوش و شوخ طبعی.”

من یک بار ملکه را ملاقات کردم. گفتن “متو” شاید اغراق آمیز باشد، اما من در یک پذیرایی در کاخ باکینگهام برای صنعت مد بریتانیا شرکت کردم و در طول شب نوبت من رسید تا در گروهی از مهمانان قرار بگیرم تا به ملکه معرفی شوند. ما در گالری عکس بودیم و متوجه شدم که نظر دادن در مورد لباس او مانند یک کوکتل مهمانی مد معمولی نامناسب است، به جای رامبراند از او تعریف کردم که آن را تحسین کرده بودم. در پاسخ آمد: “این مورد مورد علاقه من نیز هست.” من این را در نظر نمی‌گیرم تا از اینکه با ملکه هم‌روحی هستم تملق بگویم، بلکه به این دلیل که انتظار دارم هر نقاشی که من انتخاب کرده‌ام، او این را بگوید. او راهی برای برقراری ارتباط با مردم داشت، در حالی که هرگز به زمین نمی آمد. آن هدیه کمد لباس او را مشخص کرد. من آن شب آن را نگفتم، اما او یک نماد سبک بود که شبیه هیچ چیز دیگری نبود.


منبع: https://www.theguardian.com/uk-news/2022/sep/09/queen-style-icon-colours-wardrobe

توسط Calvin Klein

Calvin Klein